خود کفایی و استقلال اقتصادی

خودکفایی شعاری است که در همۀ مبارزات سیاسی از طرف کاندیداها سر داده

می شود که ایران نیز از این قاعده مستثنی نبوده بعنوان مثال در دولت هشتم گفته

شد که در تولید گندم به خودکفایی رسیده است که البته در دولت نهم  کار به جایی

رسید که برای رفع نیاز داخلی مجبور به وارد کردن گندم شدیم در نتیجه طعم

خودکفایی در گندم فقط چند ماهی دوام داشت .

خودکفایی در گندم این مفهوم را داشت که کشور از همۀ ظرفیتهای تولیدی اش استفاده

می کند و تمام تقاضای کشور را با تولید داخلی تامین می کند علاوه برآن مازاد تولید

را صادر هم می کند.

اما آیا یک کشور باید در همۀ زمینه ها خودکفا شود؟ آیا خود کفایی اصولا لازم هست؟

آیا خودکفایی بستن بازارهای کشور و وارد نکردن است؟

به نظر من خودکفایی به مفهوم بستن درهای کشور و عدم ارتباط با کشورهای دیگر

نیست در همین ارتباط بهترین مثال وضعیت رفاهی دو کشور کرۀ شمالی و کرۀ جنوبی

است که به هیج عنوان قابل مقایسه با هم نیستند کرۀ شمالی بدنبال خودکفایی و

استقلال در همۀ زمینه ها است که فشاری مضاعف را به مردمش وارد می کند ولی بر

عکس کرۀ جنوبی ضمن خودکفایی در بعضی از صنایع ارتباط خود را با دنیا قطع

نکرده است.

برای توضیح خودکفایی می توانیم به تئوری مزیت نسبی مراجعه بکنیم ، پایه این تئوری

را ریکاردو انگلیسی  نهاده بود ، مزيت نسبي بيانگر توانايي يك كشور در توليد و صدور

كالايي با هزينه ارزان تر و كيفيت بالاتر در سطح جهاني است.

به عبارت ديگر، هر كشوري كه در كالاي خاصي مزيت نسبي دارد، در توليد و صادرات

آن كالا تخصص پيدا مي كند و در مقابل كالاهايي را كه در آن ها مزيت نسبي ندارد، از

ساير كشورها وارد خواهد كرد تا نياز و تقاضاي داخلي را پوشش دهد در نتیجه بحث

تخصیص منابع اهمیت فوق العاده ای پیدا می کند ، کشور دارای مدیر می تواند

منابع خود را در تولید کالاهایی استفاده بکند که به رفاه اجتماعی منجر بشود ، با

توجه به تئوری مزیت نسبی کشورها لازم ندارند که در همۀ موارد به خودکفایی

برسد .

مسئلۀ بعدی وجود تکنولوژی در تولید کالا است، کشورها این تکنولوژی را به راحتی

بدست نیاورده اند که آنها را به آسانی در اختیار کشورهای دیگر قرار بدهد در نتیجه برای

تولید کالاهای با تکنولوژی بالا کشوری مانند ایران ابتدا باید تکنولوژی مورد نظر را

بدست آورد که خود این زمان بر و هزینه بر هست در نتیجه تا زمانیکه از نظر تکنولوژی

به سطحی مناسب برسیم باید کالای مورد نظر را وارد بکنیم .

اما اصلی که معمولا نادیده گرفته می شود تعادل در وارد کردن کالا است متآسفانه در

سالهای اخیر اکثر بازارهای ما پر از کالاهای چینی شده است در نتیجه  خودکفایی در

این بازارها تبدیل به افسانه ای شده است که حالا حالاها نمی توان امیدی به تحقق آن

داشت در اثر افزایش کالاهای وارداتی بسیاری از شرکتهای تولیدی را با خطر

ورشکستگی روبرو کرده است .

و برعکس کالاهایی که در گذشته در بازارهای جهانی با ایران شناخته می شدند الان

بوسیلۀ کشورهای دیگر تولید می شود مانند زعفران که در حال حاضر اسپانیا تبدیل به

مهمترین رقیب ایران شده است.

خودکفایی نباید منجر به تولید با کیفیت نامطلوب شود چون خودکفایی ارتباط مستقیم با

سطح رفاه مردم دارد و برروی ان اثر می گذارد  بنا براین فرایند خودکفایی نباید منجر

به تخصیص نادرست منابع شود و البته لازم نیست که در همه چیز خودکفا بشویم.

سپرده های بانکی به کجا می روند؟

همانطور که بسیاری از اقتصاددانان پیش بینی می کردند این سیستم بانکی آشفتۀ

کشور در حال فروپاشی هست و بانکهای ایران با مشکل کمبود نقدینگی مواجه

شده اند در طی روزهای گذشته اخبار بسیاری منتشر شد که بسیاری از سپرده گذاران

در حال بیرون کشیدن سپرده های بانکی خود هستند اما قبل از این که فرضیه های

مربوط به مقصد این سپرده ها را مرور بکنیم باید به گذشته برگردیم.

وضعیت حال حاضر اقتصاد کشور حاصل نگاهی نادرست به اقتصاد و عدم شناخت

اصول اساسی اقتصاد است ، حاصل توجه نکردن به تولید داخلی و پر کردن بازارهای

داخلی از کالاهای وارداتی است، حاصل عدم ایجاد و گسترش بازارهای رقابتی است،

حاصل رشد و گسترش بازارهای فرعی در کنار بازارهای اصلی که به قاچاق کالا منتهی

می شود است ، حاصل نداشتن سیستم بانکی مدرن و تعیین نرخ بهره بانکی با دستور و

دادن وامهای بدون پشتوانۀ باز پرداخت هست که سیستم بانکی را به کابوسی تبدیل

می کند اینها همه گوشه ای از دلایلی است که امروز براساس اعلام مرکز آمار ایران

بطور رسمی 47 میلیون ایرانی در زیر خط فقر به سر می برند این وضعیت ایرانی است

که دارای بزرگترین ذخایر نفتی جهان است  ، دارای گاز است ، دارای خاک حاصلخیز است

و از همه مهمتر دارای نیروی کار هست .

بارها گفته شده که اقتصاد مانند یک زنجیر بهم پیوسته است و نمی توان اثرات منفی یک

بخش را از بخشهای دیگر مجزا کرد زیرا سیستم اقتصادی بطور مستقیم و غیر مستقیم به

هم متصل می باشد.

با گسترش مشکلات بانکی و خروج سپرده ها ، این سپرده ها به کجا می روند؟

فرضیۀ اول/ گسترش و رونق گرفتن بازارهای غیر رسمی پول هست جاییکه مردم

سپرده های خود را به افراد  حقیقی در قبال دریافت بهره واگذار می کنند و همگان

میدانند که بزرگترین ریسک این بازارها از دست دادن اصل پول است.

فرضۀ دوم/ سرازیر شدن سرمایه ها در بازار مسکن است ، این سراریزی ناشی از تفکری

است که سرمایه گذاری در زمین و مسکن را مطمئن ترین سرمایه گذاری می داند، در

نتیجه حباب قیمت در این بازار ایجاد می شود این حباب حاصل  رکود بازار خرید و فروش

است که به افزایش اجاره بهاء خانه منتهی می شود.

فرضیۀ سوم/ سرمایه گذاری در بازارهای طلا و جواهر و ارز است که با تآکید بر تعادل تقاضا

و عرضه وقتی بطور ناگهانی  تقاضا برای کالایی بالا برود و عرضۀ کافی وجود نداشته باشد

چیزی جز افزایش قیمت کاذب این کالاها حاصل نمی شود.

فرضیۀ چهارم/خروج سرمایه از کشور هست که برای مردم عادی نه صرف دارد ونه امکان

چون بازارهای خارجی هم در حال حاضر موقعیت خوبی نداشته و در ضمن ارزش ریال

نسبت به ارز خارجی هم در حال حاضر بسیار پایین می باشد.

حالا به تمام مشکلات بالا راکد شدن سرمایه گذاری در بورس و  طرح هدفمند سازی

یارانه ها و نحوۀ اجرای آنرا باید اضافه کرد تا متقاعد شد که ایران دارد با یک سونامی تورم

اقتصادی مواجه می شود که صددرصد اقتصاد نفتی ما را به سمت شکنندگی بیشتر سوق میدهد.

لیبرالیسم و معانی آن

این هم مقاله ای در ارتباط با سنت لیبرالیسم که توسط یاسر میرزایی ترجمه شده

و در روزنامه دنیای اقتصاد چاپ شده .

قسمت اول مقاله

قسمت دوم مقاله

در این مقاله ابتدا به هستۀ مشترک تمام نظریه های لیبرایسم یعنی آزادی پرداخته

می شود در ادامه به لیبرالیسم ،نو، و کهنه پرداخته می شود و به مجادلات در باب

اینکه لیبرالیسم نظریه ای جامع و یا سیاسی است پرداخته می شود و در آخر به این

سوال جواب داده میشود که آیا دستیابی به لیبرالیسم در همه جوامع امکان پذیر هست؟

پاسخ داده می شود .

افزایش مطالبات معوقه بانکی

در هر اقتصاد قدرتمند و پیشرفته نظام بانکی نقشی بسیار مهم را ایفا می کند یکی از

مشکلات پایه ای نظام  بانکی کشور عدم استقلال بانک مرکزی است ،که رئیس آن

توسط دولت تعیین می شود و بدین صورت در اکثر مواقع سیاستهای بانکی کشور

تآثیر پذیر از سیاستهای کلی اقتصادی کشور است . ما اوج ناهماهنگی مابین دولت

و بانک مرکزی را در سالهای قبل مشاهده کرده ایم که به تغییر متعدد رئیس بانک

مرکزی ختم شد و برای مدتی نظام بانکی کشور با بی ثباتی روبرو بود.

در همان زمان بواسطۀ افزایش بی سابقۀ قیمت نفت دلارهای نفتی روانۀ کشور

شد و این دلارها با تآیید دولت و بدون در نظر گرفتن حجم نفدینگی موجود در

اقتصاد ، سرعت گردش پول کشور و میزان ارزش ریال به عناوین مختلف در

این اقتصاد وابسته به نفت تزریق شد، یکی از این موارد تزریق پول  دادن وامها بابت

بنگاههای زودبازده بود در چنین شرایطی افراد با کمترین شرایط وشاید  فقط به

شرط آنکه شغلی ایجاد بکنند وامهایی می گرفتند ولی با نظارت کم، این وامها

اکثرآ به بازارهایی مانند مسکن جاری شدند و در مقاطعی باعث ایجاد حباب قیمت در این

بازار شدند از طرف دیگر  با افزایش واردات کشور بسیاری از تولید کنندگان با

کاهش فروش مواجه شدند و بالطبع این تولید کنندگان کم کم  کمبود نقدینگی را

احساس کردند، باید این را در نظر داشت که  اکثراین تولیدکنندگان دارای

بدهی های بانکی بودند با این شرایط  کم کم توان باز پرداخت وامهای خود را

از دست دادند تا به امروز که بر طبق اعلام رسمی بانک مرکزی میزان مطالبات

معوق بانکها به 48 هزار میلیارد تومان رسیده است.

این در حالی است که اخیرۀ صنعتگران و سایر اقشار فعال در تولید کشور درخواستهایی

مبنی بر توقف بازپرداخت وام  برای مدت یکسال از بانکها کرده اند.

یکی دیگر از مواردی که بانکها را در این سالهای اخیر با بحران مواجه کرده

هست تعیین میزان بهرۀ بانکی است که برای رسیدن به برنامۀ 5 سالۀ کشور

اغلب بشکل دستوری این بهره کاهش یافته است این در حالی است که در

اقتصاد با دستور نمی توان بهره را کاهش داد .

برای بانکها نگهداری پول نقد مزیتی ندارد برای همین از طریق وام دادن و

ایجاد گردش این پولها و دریافت بهرۀ بانکی است که بانک درآمد ایجاد می کند

از طرف دیگر دارد بهرۀ بالا به سپرده هاباعث جذب  پولهای سرگردان در اقتصاد

می شود و به نوعی حجم نقدینگی را کم می کند.

اما به نظر می رسد در آستانۀ اجرای هدفمند کردن یارانه ها بانکهای کشور با

کمبود منابع مالی بواسطۀ عدم بازپرداخت وامهای داده شده مواجه هست .

یکی دیگر از مواردی که باید در نظر بگیریم تفاوت نرخ سود سپرده در بازارهای

غیر رسمی است تا جاییکه مردم بجای دادن سپرده های خود به بانکها به افرادی

می دهند که سود بیشتری در اختیار آنها می گذارند که این خود باعث افزایش

کلاهبرداری و عدم ثبات بازار سرمایه در ایران شده است.

باید در نظر داشت که این مشکلات بانکی رابطه مستقیمی با رکورد اکثر بازارهای کشور

دارد در حال حاضر بسیاری از تولیدکنندگان با مشکلات جدی نقدینگی دست وپنجه نرم

می کنند .

به نظر می رسد اصلی ترین دلیل بحران مالی دنیا که همان دادن وامها وعدم بازپرداخت

این وامها بود گریبانگیر اقتصاد کشور و سیستم بانکی کشور ماهم شده است .

یک مقالۀ خوب

این روزها من هم دیگر دستم به نوشتن نمیرود و فکرم بسیار مشغول اتفاقاتی

است که در ایران در جریان هست اما با توجه به تعهدی که به خوانندگان این

وبلاگ دارم می خواهم مقاله ای از وحید وزیری که در دنیای اقتصاد چاپ شد

را برای مطالعه  پیشنهاد بکنم .

عنوان این مقاله وقتی اقتصاد یخ میرند است و نگاهی گذرا به بحران اقتصادی

و عوامل ایجاد آن دارد و نگاهی هم  به نظریۀ اقتصاددانان کلاسیک می اندازد.

این مقاله را می توانید در اینجا مطالعه بکنید.

حذف صفر از واحد پول ملی

بالاخره خبری که مدتها این دست آن دست می شد اعلام شد حذف صفر از واحد پولی

قطعی شد ولی آیا با این حرکت تغییری در ساختار پولی کشور ایجاد می شود؟

آیا با این طرح می توان دوباره ارزش واحد پول ملی را برگرداند؟

این کاملا درست است که هزینۀ چاپ اسکناسها و ضرب سکه ها بیشتر از ارزش واقعی

پول هست که این خود نشان از عمق فاجعه دارد ولی می توان این هزینه ها را با

بانکداری الکترونیکی  یعنی  با گسترش دادن کارتهای الکترونیکی  و فرهنگ سازی

برای کم کردن حمل و نقل پول جبران کرد .

مشکلی که در ایران وجود دارد این هست که برای الکترونیکی کردن سرعت اینترنت

مناسب باشد ، سایتهای بانکها اطلاعات درستی در آنها باشد و به طریقۀ درست

بارگذاری شده باشند تا به راحتی دانلود بشوند و خیلی از عوامل زیر بنایی دیگر که باید

مهیا بشوند تا مردم را ترغیب به کاهش حمل پول بکند .

یکی دیگر از دلایلی که در ایران این طرح اجرا می خواهد بشود مهار تورم موجود

در جامعه است با بی ارزش شدن واحد پول ملی مردم برای خرید کالاهایشان باید

مقدار پول بیشتری بپردازد اما در اقتصاد وقتی از عوامل پولی تورم صحبت به میان

می آید از افزایش حجم نقدینگی صحبت می شود ، نقدینگی که در ایران در سالهای

گذشته و در اثر افزایش درآمدهای نفتی به طروق مختلف به جامعه تزریق شد در

ابتدا اثرات خودش را نشان نداد اما کم کم آثار تورمی اش در اقتصاد کشور ظاهر

شد و بدنبال آن قدرت خرید مردم هم کاهش پیدا کرد .

از طرف دیگر با افزایش واردات بسیاری از واحدهای تولید بازارهای خود را از

دست دادن و جای آنها کالاهای چینی به بازار ایران وارد شدند .

در هر صورت اگر هر واحد پول که به اقتصاد تزریق می شود کالا ایجاد بکند و

فقط در یک بخش متمرکز نشود با راه اندازی چرخۀ اقتصادی بطور اتوماتیک وار

پول ملی دوباره ارزش دار می شود .

اما باید دید با اجرایی شدن این طرح تورم ایجاد شده مهار می شود؟ آیا پول ملی

ارزش خود را دوباره بدست می آورد ؟

رشد اقتصادی و توسعۀ اقتصادی

پس از بحران مالی که تمام جهان را فراگرفت بسیاری از کشورها برطبق توسعه یافتگی

و یا در حال توسعه بودن با کاهش رشد اقتصادی مواجه شدند شاید  چین تنها کشوری

هست که با وجود تمام این شرایط باز هم رشد داشت اما وضعیت در ایران ما هم که در

ابتدا سقوط اقتصادی کشوهای  دیگر را به سخره می گرفت کم کم وخیم شده است چون

اثر بحران مالی جهان همانطور که بارها عنوان شد بطورمستقیم نبوده است علت آن هم

عدم ارتباط سیستم بانکی و پولی کشور با بورسهای دنیا و یا بلعکس بوده است اما

مگر امکان دارد ما ایران را از جامعۀ جهانی جدا بدانیم در نتیجه بطور غیر مستقیم و

با کاهش قیمت نفت ایران را با کاهش درآمد مواجه کرد این در حالی است که با

طرح بنگاههای زود بازده حجم نقدینگی در اقتصاد کشور بالا رفته و در پی آن تورم

را تا مرز 25درصد بالا برد.

اما در ارتباط با رشذ اقتصادی ایران همیشه سعی کرده است که رشد خود را تا 8 درصد

برساند که بطور هم کاری آسان نیست اما رشد اقتصادی چیست؟

از نظر اقتصاددانان رشد اقتصادی به افزایش تولید ناخالص ملی (GDP ) اطلاق

می شود یعنی افزایش ارزش تولید داخلی در طول یک زمان معین است.

که بطور معمول چهار عامل مهم در رشد اقتصادی یک کشور نقشی مهم را ایفا

می کنند :

  • منابع انسانی ، که شامل نیروی کار و… می شود
  • منابع طبیعی ، مانند زمین ، نفت ، گازو…
  • سرمایه ، در اینجا کارخانه ها ، ماشین الات …
  • فن آوری ، که منظور وجود علم در مدیریت و تکنولوژی است

با ابن حال کشورهایی که به رسد اقتصادی دست یافتند راههای متفاوتی را

گزینش کردند ولی در چهار مورد گفته شده در بالا با هم مشترک هستند بعنوان

مثال رشد بریتانیا در سده 18براساس انقلاب صنعتی و تآکید بر تجارت آزاد

بود ولی رشد ژاپن که الگویی مناسب برای رشد میدانند براساس کنترل واردات

حمایت از تولید داخلی و سپس توسعۀ تخصص در تولید و علم الکترونیک

بوده است.

در مقولۀ رشد اقتصادی ایران و مقایسۀ آن با کشورهای توسعه یافته به نظر من

یک مقدار باید فکر کرد چون تفاوتهای ساختاری اقتصادی و سیستم اقتصادی

کشورها به همراه تفاوت دسترسی به منابع باعث می شود که انطباق آماری

با این کشورها را زیاد درست و دقیق ندانست.

اما توسعۀ اقتصادی عبارت است از مجموعه عواملی است  که زندگی

را در یک کشور مطلوب بکنند ، عواملی مانند افزایش درآمد سرانه ، کاهش

بیکاری ، گسترش دانش در سطح کشور ، پارامتر امید به زندگی و نرخ فقر.

در کشورهای در حال توسعه درآمد سرانۀ پایین ، کم سوادی و در بعضی از

نقاط سوءتغذیه را می توان مشاهده کرد .

پس رشد اقتصادی با توسعۀ اقتصادی تفاوت دارد اینها به نوعی مکمل هم

می توانند باشند .

در کشوهای در حال توسعه برخلاف کشوهای توسعه که رو به بازار محوری

دارند با مقولۀ بازار مشکل دارند و رقابت شرکتها که غالبآ براساس منفعت طلبی

است با اعتقادات مذهبی و منافع این اشخاص مناقات دارد این درحالیکه در اقتصاد

امروز هموار کردن بازارها به رشد اقتصادی کمک می کند چون پیشرفت بازار

باعث افزایش نیروی کار و سرمایه و نیز ایجاد فن آوری های جدید می شود و

در نهایت باعث رشد می شوند .

در یک اقتصاد بازار محور دولت نقش داور را بازی می کند ایجاد محیط اقتصادی

سالم را تضمین می کند و اجرای قانون و احترام به آن را نهادینه می کند ولی

دخالتی مستقیم نمی کند و برروی عدم شکست بازار تمرکز باید بکند.

ایران باید توسعۀ بازارها را در بخشهای مختلف اقتصادی هموار بکند و دست از

حمایت بنگاههای زیانده از طریق دادن وامهای بانکی بردارد چون ورشکستگی

یکی از قواعد این بازی است.

درآخر توسعۀ عدالت به معنی جلوگیری از سرمایه نیست ، به معنی گدا پروری

و وابستگی ملت به دولت نیست ، دادن وام برای خرید نان و پنیر و … نیست

توسعۀ عدالت کمک به اشتغال بیشتر ، ایجاد شرایط لازم برای جذب سرمایه

و… هست.

ثبت مارک بین المللی

چند روز پیش ایمیلی از یکی از خوانندگان وبلاگ دریافت کردم سوالی در ارتباط با

ثبت مارک داشت دیدم موضوع جالبی می تواند باشد چون در ایران ما بطور کلی حق

کپی رایت حمایت و محافظت نمی شود .

مارک یا برند هویت یک شرکت به حساب می آید و فعالان اقتصادی از طریق برند

یک سری اطلاعات مانند کیفیت کالا را به مشتریان منتقل می کنند پس وقتی مارک کالا

در یک بازار رقابتی تبدیل به یک فاکتور تعیین کننده میشود حفاظت از این مارک در

مقابل هجوم رقبا بسیار ضروری به حساب می آید.

مطمئنن ما در هنگام خرید بیش از هر فاکتوری به مارک کالا اهمیت می دهیم بدلیل اینکه

در اغلب موارد در یک بازار بعضی از مارکها مساوی با کیفیت است و بدون اینکه فکر

بکنیم اتوماتیک وار کالای مورد نظر را خریداری می کنیم .

بطور کلی تعریف مارک این هست:

مارک عبارت است از هر نشانی که می توان آنرا بطور گرافیکی  نمایان کرد بطور

مخصوص از طریق دادن اسم ، شماره ، کلمه و…. تا جاییکه یک کالا را از دیگر کالا ها

متمایز بکند.

اما چرا ثبت یک مارک مهم است؟

بدلیل اینکه از این طریق می توان از فعالیت شرکت و تولیدش محافظت کند و از این

طریق کیفیت بالا را به مشتریان بشناساند.

اما کدام تشکیلات در جهان مسئول قوانین محافظت از مارک می باشد؟

World Intellectual Property Organization (WIPO(

که در حال حاضر 184 کشور عضوش هستند یکی از تشکیلاتی هست که

وابسته به سازمان ملل است و در سال 1967 ایجاد شده است.

در 14 آپریل 1891 در مادرید توافقنامۀ ثبت مارک بین المللی تصویب شد در این توافق

نامه تعیین شد که می شود یک مارک را ثبت بین المللی کرد به شرط آنکه قبلا در کشور

اصلی ثبت شده باشد در نتیجه برای ثبت بین المللی کافی نیست که در کشور اصلی

صاحب مارک باشیم لازم هست آنرا ثبت هم کرده باشیم.

اما گروهی از کشورها توافقنامۀ مادرید را قبول ندارند و اقتصادی نمیدانند برای از بین بردن

این نقص پروتکل مادرید در سال 1989  ایجاد شد تا به طریقی نوآوری در جهت ثبت مارک

ایجاد بکند .

براساس این پروتکل می توان تقاضای ثبت مارک بین المللی کرد حتی براساس تقاضای

ثبت ملی مارک یعنی برعکس توافقنامه لازم نیست برای ثبت بین المللی یک مارک در

کشور اصلی ثبت شده باشد که این اولین تفاوت بین توافقنامه و پروتکل مادرید می باشد.

تفاوت دیگر این هست که براساس توافقنامه مراحل پیگیری ثبت مارک باید به زبان

فرانسوی باشد درحالیکه براساس پروتکل می تواند یا فرانسوی و یا انگلیسی باشد.

هزینۀ ثبت مارک براساس توافقنامۀ مادرید یک رقم ثابت شده و یک مالیات ثابت هست

ولی براساس پروتکل مادرید دست کشورها برای هزینۀ ثبت مارک باز گذاشته شده

است ولی این رقم نباید از رقم هزینۀ رسمی ثبت مارک داخلی کشور بیشتر باشد.

براساس توافقنامۀ مادرید در  5سال اول بعد از ثبت  بین المللی ، این ثبت وابسته به ثبت

داخلی مارک هست بدین صورت که اگر به هر دلیل مارک در داخل کشور اصلی بی ارزش

شده و از اعتبار بیافتد خود بخود این مارک ارزش خود را نیز در سطح بین المللی از

دست میدهد.

طبق جستجوی من ایران عضو توافقنامه و پروتکل مادرید هست ولی قانونی در داخل ایران

نیست که بطور جدی از حقوق یک مارک محافظت بکند که این یکی از موانعی هست که

اجازۀ عضویت ایران در World Trade Organization (WTO)

یعنی سازمان تجارت جهانی را نمی دهد و ایران در این سازمان فقط بعنوان ناظر

حضور دارد.


نقدی بر نقدهای وبلاگستان

در چند روز گذشته مابین وبلاگهای اقتصادی بحثی در گرفته که بنظر من می تواند مفید

باشد از یک طرف حامدی قدوسی و از طرف دیگر آرمان امیری نظرات خودشان را

در ارتباط با ویدئوی جدید میر حسین موسوی و نظرات وی در ارتباط با  مسائل روز

اقتصاد کشور در دو مقالۀ مجزا بیان کردند که نکات جالبی در آنها وجود دارد .

در جایی از این مصاحبه میر حسین موسوی می گوید:

زمانیکه ما نفت فراوان داریم و به خاطر آن امتیازات نسبی در کشور بدست

می آوریم (در اینجا بحث قیمت وفروش ارزان و گران آن مطرح نیست) به

دلیل آنکه نفتی که دولت می فروشد با قیمت بین المللی متفاوت است نباید به

این اختلاف قیمت  به چشم یارانه نگاه کند.این دید اشتباه است.این اختلاف

قیمت در کالاهای داخلی هم وجود دارد.

اگر با این منطق به مساله هدفمند کردن یارانه ها نگاه کنیم باید به این سمت

میل کنیم که پیوند ارگانیک بین اقتصاد داخلی و اقتصاد جهانی  ایجاد کنیم.

در چنین حالتی انتظار است اگر قیمت حامل های انرژی  برخی کالاها و خدمات

را افزایش دهیم آیا  بقیه بخش های اقتصاد خود را متاثر از اقتصاد بین الملل

و قیمت جهانی می کنیم؟

می توان این سوال را مطرح کرد که آیا حاضر هستیم  اتومبیل تولید داخل را

به قیمت خارج بفروشیم یا حقوق کارگران را بر اساس قیمت بین المللی

پرداخت کنیم و میانگین قیمت های داخل را بر این اساس تنظیم کنیم.

نمی توان از یک طرف اقتصاد کشور را متاثر از قیمت بین المللی و قیمت نفت

خلیج فارس کنیم و از طرف دیگر این فاصله در بخش های دیگر را حفظ کنیم.

به طور مثال تورم ۲۵ درصدی در سال گذشته به معنای از دست دادن یک چهارم

قدرت خرید مردم بود.

خوب ببینیم میانگین تورم در جهان و کشورهایی که از نظر اقتصادی موفق بودند

چگونه بوده است؟

به نظر من دیر یا زود برای اینکه ایران وارد بازارهای جهانی بشود این اتفاق خواهد افتاد

و حاملهای انرژی با قیمت بین المللی عرضه خواهند شد اما اگر بخواهیم خیلی

موشکافانه این قضیۀ را ببینیم و از طریق Microeconomyنگاه بکنیم .

فرض کنید که بنزین بعنوان فراوردۀ نفتی در بازارهای جهانی بدون در نظر گرفتن مالیات

بطور متوسط در هر لیتر با قیمت 1 یورو عرضه شود با تبدیل این قیمت به ریال با نرخ

امروز که 1 یورو برابر با 1485 تومان هست قیمت واقعی بنزین برای مصرف داخل

در هر لیتر برابر با 1485 تومان هست این در حالیکه دیگر دولت یارانه های بنزین را

هم قطع کرده و قیمت بنزین قیمت بین المللی آن هست این حرکت چه پیامدی دارد؟

اگر بپذیریم که اقتصاد مانند زنجیری هست که از حلقه های کوچک تر تشکیل شده است

در تولید کالا مراحل مختلفی وجود دارد تا این کالا به بازار برسد آخرین حلقۀ مرحلۀ

تولیدی یک کالا را حمل و نقل تشکیل می دهد و مادۀ اولیۀ حمل ونقل بنزین محسوب

می شود با افزایش قیمت بنزین بطور اوتوماتیک قیمت حمل و نقل کالاها هم افزایش

پیدا می کند در نتیجه کالا با قیمت تمام شدۀ بالاتری وارد بازار می شود حالا در آنطرف

بازار یعنی مصرف کنندگان این کالا آیا دستمزد آنها هم متناسب با روند تورم و افزایش

قیمتها تغییر کرده است؟

در مبحث تورم گفتیم که یکی از عوامل کاهش قدرت خرید مردم تورم و افزایش قیمتها

است برای همین تغییراتی که در قیمت بنزین صورت می گیرد ارتباط مستقیم یا غیر

مستقیمی با قدرت خرید مردم دارد.

گروهی از اقتصاددانان هستند که واقع بینانه  تغییرات اقتصادی رو پی گیری می کنند

و گروهی آرمانگرایانه در نتیجه ارتباطی میان بین اللمللی کردن قیمت بنزین و افزایش

دستمزدها برقرار نمی کنند یک مثال که شاید بسیار ساده لوحانه باشد اما در حسابداری

دوبل نمی شود که برای یک هزینه که از صندوق پرداخت شده در سند فقط بدهکار را

سند بزنیم و بستانکار سند را که صندوق هست را نزنیم و بگوییم اینها به هم ارتباطی

ندارند.

اما در ارتباط با آزاد سازی واردات اتومبیل و برداشتن تعرفه های گمرکی فکر کنم

همۀ اقتصاددانان با آن موافق باشند بدلیل اینکه مهمترین مزیت این آزاد سازی برای

مصرف کننده ایجاد رقابت در بازار هست و بازار خودروی ایران از این انحصارگری

به نوعی خارج می شود در نتیجۀ ورود محصولات خارجی تولید کنندگان مجبور

هستن کیفیت خودروهای خود را بالا ببرند و رقابتی هم در قیمت خودرو

ایجاد می شود که به نفع مصرف کننده هست .

و به طریقی ارتباطی منتناسب مابین قیمت خودرو و کیفیت آن برقرار می شود

نه اینکه یک خودرو مانند پراید از یکطرف پر فروش ترین ماشین هست از طرف

دیگر پر شکایت ترین ماشین داخلی .

اما طرف دیگر قضیۀ کمبودهای تکنولوژی و علمی خودور هست  که شاید توان

رقابت با کالای وارداتی را ندارد وبا احتمال گرایش بازار بسمت محصولات وارداتی

این تولیدکنندگان با کاهش تقاضا مواجه می شوند که به تبع آن مجبور خواهند شد یا

با عکس العمل درست برروی تکنولوژی و شناخت سرمایه گذاری بکنند و یا با

عکس العمل مقطعی درصدد کاهش هزینه های تولید بر بیایند که اولین هزینه که

معمولا کاهش می دهند نیروی انسانی است در نتیجه بازار کار ایران را با موج جدیدی

از بیکاری مواجه می کند .

قضاوت نهایی با شما .

استاد شجریان، نامزد دريافت عنوان بهترین خواننده جهان

افتخاری دیگر برای ما ایرانیان استاد شجریان اخیرآ ازطرف  رادیو عمومی ملی

مشهور به NPR / National Public Radio که برای شنوندگان داخل

آمریکا پخش می گردد، نظرسنجی ای را بر روی سایت اینترنتی خود قرار داده

و از کاربران خواسته پنج خواننده ی برتر تاریخ موسیقی جهان را از دید خود

برگزینند. طبق گفته ی NPR نتایج این نظرسنجی عمومی در ژانویه ی سال

۲۰۱۰ (دی ماه ۸۸) اعلام می شود. در اوایل ماه اکتبر ، NPR از کاربران

خود خواسته بود تا نام خوانندگان محبوب خود را برای تشکیل فهرست اولیه ی

بهترین خوانندگان دنیا به این سایت بفرستند که بیش از ۳۰۰۰ کامنت، ۳۵۰۰

ایمیل، ۱۲۰۰ پست فیس بوک و صدها تگ توییتر در همین ارتباط فرستاده شد

و فهرست نهایی از میان نظرات مردم شکل گرفت. اما آنچه بر جذابیت این

نظرسنجی نزد ما ایرانیان می افزاید، حضور محمدرضا شجریان، استاد آواز

ایران در میان نامزدهای این نظرسنجی ست.

اما چگونه رآی داده می شود  ابتدا به این لینک بروید بعد عکس و نام خوانندگان

جهانی نمایش داده می شود  شما می توانید با انتخاب گزینۀ sort by name

و با مراجعه به بخش s نام استاد محمدرضا شجریان را زودتر انتخاب کنید.

پس از باز شدن صفحۀ رآی گیری برروی عکس استاد کلیک کنید و علامت

مثبت را کلیک کنید و کامنتی نیز قرار دهید پس از طی این مراحل رآی شما

ثبت می گردد .

لطفآ با رآی خود بار دیگر نام ایران را در جهان طنین انداز کنید.

« ورودی‌های پیشین