قبل از هر گونه تحلیلی لطفآ این خبرها را با دقت مطالعه بکنید:
کارخانه های کبریت سازی کشور در آستانۀ ورشکستگی
کبریتهای پاکستانی و چینی در بازار ایران
سیب دماوندی روی دست کشاورز باد کرده است
ورود 243 تن برنج از آمریکا
تولید خاویار خزر هم به چشم بادامی ها رسید
و در آخر خبری تکاندهنده و هشدار دهنده
ایران هشت سال دیگر وارد کنند نفت می شود
اگر بخواهیم به لیست بالا می توانیم خیلی کالاهای دیگر را هم اضافه کنیم مانند
کالاهایی که بطور غیر قانونی و به نوعی قاچاق به کشور وارد می شوند که
این آخری خودش حدیثی دیگر هست.
واقعآ ما به کجا داریم می رویم کشوری با منابع طبیعی با نیروی کار جوان و سرمایه ،که از
فاکتورهای تولید هستند باید با خرج کردن دلارهای نفتی کالاهای مورد نیاز مردم را وارد
بکند کالاهایی که اگر یک مقدار مسئولیت پذیری و توجه به علوم نوین اقتصاد بشود ما
قادر خواهیم بود خودمان تولید بکنیم.
بنظر می رسد مهمترین عامل بدبختی ما همین نفت هست بله درست خواندید این نفت
و پولی که از آن بدست می آید ، در اینجا می توانید نوسانات قیمت نفت را ببینید،
وقتی دولتی پول نفتی داشته باشد دیگر بفکر تولید در داخل کشور نیست بدلیل اینکه
کاستی های بازار را از بیرون تآمین می کند و بدین صورت می تواند ادعا بکند که
فلان کالا در بازار به وفور موجود هست در حالیکه روند رو به رشد واردات ایران
را به یک کشور مصرف کننده تبدیل کرده که به نوعی با ایدئولوژی عدم وابستگی
به خارج مغایرت دارد چون به نوعی بازار ایران را وابسته به این کشورها کرده
اگر چین را در نظر بگیریم چرا اروپا و آمریکا با وجود اقتصاد های قوی که دارند
به نوعی از اقتصاد چین می ترسند بدلیل اینکه هزاران کالا با قیمت پایین
در چین تولید و به کشورهای بزرگ صادر می شود کالاهایی که تولید آنها در داخل
این کشورها با هزینه بالا صورت می گیرد به همین دلیل هست که بسیاری از
موضع گیریهای سیاسی رابطۀ مستقیم با اقتصاد دارد و کنترل می شود .
برای ایران علاوه بر وابستگی سیاسی تبعات اقتصادی هم بهمراه دارد یکی از این تبعات
معضل بیکاری هست روند رو به رشد واردات موجب تعطیلی واحدهای کوجک اقتصادی
می شود و به تبع آن بیکاری هزاران نفر و در ادامه باعث ایجاد تبعات اجتماعی می شود و
همگی خوب می دانیم که با از کار بیکار شدن شاغل ها و با وارد شدن نیروی کار جدید در
بازار دولت با مشکل بزرگی مواجه می شود چون از یک طرف یه عده بیکار شدن که باید
برای آنها کار ایجاد بکند و از طرف دیگر عدۀ زیادی از جوانها بطور مثال با اتمام تحصیلات
قصد ورود به بازار کار را دارند که یک دولت مسئول باید برای آنهاهم متناسب با
تحصیلاتشان ایجاد بکند.
یکی دیگر از بدترین تبعات واردات عوض شدن ذائقۀ مردم هست که ما در کالاهایی
مانند چای و برنج که ذاتآ ایران یکی از قدیمی ترین تولید کنندگان آنها هست می توانیم
مشاهده بکنیم عدم حمایت دولت از تولید داخلی باعث می شود تولیدکنندکان نتوانند
هزینه تولید را تحمل بکند و کالا را با قیمت بالا تولید می کند و در نتیجه بازار گرایش
به کالای خارجی ارزان پیدا می کند.
البته من به شخصه مخالف واردات بطور کل نیستم چون کالاهایی هستند که تولید آنها در
داخل کشورمقرون به صرفه نیست و یا بدلیل عقب ماندگی تکنولوژی کشور به ناچار آنها
را باید وارد بکنیم ولی دیگه نه به این زیاده روی که حتی کبریت و یا خودکار هم وارد بکنیم .
اگر آنور ترازو را هم ببینیم صادرات ما رشدی نداشته است 80 درصد صادرات کشور را نفت
و گازتشکیل می دهند و کالاهای صادراتی کشور که بطور تاریخی مانند زعفران ، فرش ،
خاویار، پسته هستند کاهش چشمگیری پیدا کرده اند.
حالا حق داریم بگوییم که ایران بهشت وارد کننده ها هست و جهنمی برای صادر کننده ها .
ارسال به:
::
::
::
::
::
::
::
::
::
::
:: 